تبليغاتX
همچون کوچه ای بی انتها

atashodaria

محسن

atashodaria

http://atashodaria.blogfa.com

همچون کوچه ای بی انتها

همچون کوچه ای بی انتها

همچون کوچه ای بی انتها

اما اگر سراسر کوچه ام را سر راست و سراسر سرزمینم را همچون کوچه ای بی انتها بسرایم دیگر باورم نمی دارید.سر به بیابان می گذارید.! گاه انچه مارا به حقیقت وا می دارد خود از ان عاریست

همچون کوچه ای بی انتها

همچون کوچه ای بی انتها
گاه انچه مارا به حقیقت وا می دارد خود از ان عاریست

  » امروز:  
  » پند امروز :

درباره وب

لینک دوستان

آمار و امکانات

تبليغات

تبلیغات
تبلیغات

موضوع:
باز من تنهایم

باز من غمگینم

باز من سرگردان

از خودم می پرسم

به که باید دل بست

به کجا باید رفت 

به دیاری که پر از دیوار است ! 

به امینی که امانت خوار است!

یا به افسانه ی دوست

گریه ام می گیرد.....

| + | نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385 | نوشته شده توسط محسن
موضوع:
به زمین می خوریم به خاطر زخم هایمان ـ اما کلمات نمرده اند

ان کس که زندگی میکندباید برای پایان اماده باشد

تحول قانون زندگی است

و برگشتنی نیست.

| + | نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385 | نوشته شده توسط محسن
تردید
موضوع:
معمولی ترین حرف دنیا را وقتی به زبان می اوری که

چون مجسمه ای ارام در میان چهارراهی از حوادث ایستاده ای.

جرعه ای از نور در دهانم بود

بر سنگ نشسته بودم

وسیگارهایم را با پا له می کردم

کسانی که در افتاب نشسته اند

بوی گند عرق زیر بغلها شان مشامم را می ازارد

 بیدار که می شوم

گو سفندان بیشماری از خوابم بیرون پریده اند

بسیار دور افتاده ام

تا انجا که نقطه ای بیش نیستم

همه چیز از قلم افتاده.

                            ـــ حتی تو.

شا ید خطای ما این بود که نمی خواستیم بمیریم.

( از دفتر شعر فدریکو عزیز )

| + | نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385 | نوشته شده توسط محسن

آخرين مطالب ارسالي;

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا